روزی بارانی پیری ناتوان به منظور پرداخت عوارض شهری لنگ لنگان عرض خیابانی را طی عرض می‌کرد که خود را به بانک شهر برساند.
چون عوارض آن مسیر هنوز توسط شهرداری دریافت نشده بود گودالی کنده شده در میانش باقی مانده بود.
پیر ناگاه در آن سقوط کرد و به عارضه شکستگی لگن مبتلا شد.