پاسبانی بعد از آنکه فهمید همسر دزدی که در طلافروشی دستگیر و زندانی کرده تن‌فروش شده به طلافروشی رفت و باتومش را بر سر و صورت طلافروش و پسرش خورد کرد و طلاهای آنها را دزدید. کمی از آنرا برای خود برداشت و مابقی را بین خانواده دزد و خودش تقسیم کرد و متواری شد.