ـ هرگز از مرگ نهراسیده‌ام، هراس من از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون‌تر باشد.
ـ آقا مرگ که ترس نداره، زندگی ترس داره.
ـ این استعاره است، فهمیدن آن برای عوام کمی سخت است.
ـ آقا من خودم گورکنم. مزد زیادی نمی‌گیرم. اگه آزادی از مزد من ارزونتره چرا به جای ناله کردن نمیری آزادی گیر بیاری؟
ـ من شاعرم. حرفه من این است که شعر بگویم.
ـ آهان. یعنی میگی من میتونم با دستمزدم آزادی بخرم یه چیزی هم ته جیبم بمونه. بهتر نبود به جای شاعری شما هم گورکن می‌شدی؟ راستی آقا گورکن هم آدمی محسوب میشه یا حسابش علی‌حده است؟