چوپان دروغگو (داستان ۵۵ کلمه‌ای)

گرگی زیر پوست بزی به میان گله رفت. چوپان که نتوانست از این بز شیری بدست آورد تلاش کرد از یک نیرنگ بهره ببرد و با تیز کردن کارد جلوی بز او را به شیر دادن وادارد. گرگ که دروغ چوپان را باور کرده بود از زیر پوست بز بیرون پرید و چوپان را درید.

/ 0 نظر / 48 بازدید